|
سلام بازم سلام حال شما خوب هستين شكر خدا شرمنده يه چند وقتي نبودم اخه يه اتفاقي واسم افتاد كه نتونستم بابا بزرگم فوت كرد خدا رحمتشون كنه اصن باورم نميشه كه ديگه پيش ما نيست خيلي سخته حالا ماجراها داره من دوم مرداد رفتم كرمان خونه خاله زريم قرا بود دو هفته اونجا بمونم پيش دختر خالم خلاصه يه مدت اونجا بوديم اون روزاي بود كه بابا بزرگم حالش خوب نبود همه ناراحت بودن يه روز زن داييم گفت مياي با هم بريم عكس سي تي بابا بزرگو نشون دكتر خواجه پور بديم گفتم اره رفتيمو عكسو نشون داديم دكتر رو كرد به ما كرد گفت بيمارتون سرطان داره واي نميدونين چه حلي شده خيلي سخت بود تا دم خونه هي كريه كردم چون دكتره گفتش تا يه ماه ديگه بيشتر زنده نمي مونه ارزوي مرگ خودمو داشتم آخه بابا بزرگم عمرم بود خلاصه منم رفتم خونه مامان بزرگم تا پيش اونا باشم فقط از اين ماجرا من مي دونستم با دايي و زن داييم وقتي چشمم به بابا بزرگم مي افتاد بغزم ميگ رفت خيلي سخته بدوني يكي مي خواد بميره تو اين مدت كه پيشش بودم همش مي رفتم كنارش اونم باهام حرف مي زد از قديم نديما وايييييييي چه زود گذشت خلاصه روزا همين جوري مثل باد گذشت تا رسيد به اول ماه رمضون اون روز بابا بزرگم حالش خيلي خيلي بود بود حتي حرفم نمي تونس بزنه فقط گاه گاهي مي گفت حسين فكر ميكنم داشت دايي صدا مي زد كه شهيد شده اون روز همين جوري حالش بد بود روز دوم ماه رمضون بود ساعت 9:30 دقيقه بود كه بابا بزرگم نفس كشيدنش خيلي مشكل بود سرطان ريه داشت ساعت يك ربع بع ده بابا بزرگم رفت پيش داييم ديگه نفس نكشيد واييييي خداي من چه روزي بود رفتم كنار بابا بزرگم هر چي صداش زدم جوابمو نداد راحت خوابيده بود واي كه چقد سخته يكي رو كه نفست باشه صدا بزني اما جوابتو نده اون لحظه مرگ بابا بزرگم يادم نميره خلاصه خيلي سخت بوداون لحظه هم برام سخت بود كه رفتميم تو مردشور خونه كه با بابا بزرگم خداحافظي كنيم وقتي وارد مرده شور خونه شدم يه با سردي بهم خورد كه تمام بدنم به لرزه افتاد همين طوري كه جلو مي رفتم دور برم نگاه مي كردم حالم دست خودم نبود رفتم جلو واي خداي من چه صحنه اي بود وقتي بابا بزرگمو كفن بيچ روي سكو ديدم صورت نازشو ديدم كه راحت خوابيده بود رفتم جلو وقتي لبامو رو لپش گذاشتم كه ببوسمش لبم يخ كرد آخه بدنش سر سرد بود اون موقعه نفهميدم چي شد بيهوش شدم وقتي چشامو باز كردم تو بغل يه خانمه بودم آخه تو لحظه دايمو بردن بيمارستان مامانو خالم كه حالشون اصن خوب نبود خلاصه نمازو خونديم رفتيم تا بابا بزرگم خاكش كنن اين صحنه روهم فراموش نمي كنم وقتي كذاشتنش تئ قبر وايي ديگه بابا بزرگم رفت زير هزار خروار خاك رفت كه رفت ما رو تنها گذاشت رفت چطور دلش امد بره قبل از اينكه بابابزرگم چيزيش بشه از خدا خواسته بودم من جاي اون بميرم از خدا خواستم ولي خدا اين كارو نكرد مي دونيد وقتي بابا بزرگم رفت مامان بزرگم تناها شد بچه هاش يتيم شدن نوه هاش تنها شدن خواهر برادراش تنها شدن ولي اگه من ميمردم جاي بابا بزرگم من ديگه بچ نداشتم كه بي مادر شن شوهر نداشتم كه تنها شه نوه نداشتم واييييي خداي من انسان چيه امروز زندست فردا مرده الانم كه دارم مي نويسم حالم خوب نيست 2 ساعت قبل رسيدم از كرمان دو يا سه روز ديگه باز دارم مي رم كرمان پيش مامان بزرگم نمي دونم كي برمي گردم ولي شما بياين سر بزنيد برام دعا كنيد بتونم با اين موضوع كنار بيام التماس دعا
كيست مادر؟ باني بنياد ما قلب او سرچشمه اميد هاست سينه او مشرق خورشيدهاست رمز عشق جاوداني مادر است كيمياي زندگاني مادر است هر چه دارم من همه از مادر است پاي تا سر شعله ام زين اخگر است از همینجا به مامانای گل دنیا میگم روزتون مبارک و بردستان پر مهرشان بوسه میزنم مامان جونی روزت مبارک دوستت دارم نفس منی
اگه بگم تو آسمون عشق من فقط تویی... اگه بگم بهونه ی هر نفسم تنها تویی... اگه بگم قلبمو من نذر نگاهت می کنم... اگه بگم زندگیمو بذر بهارت می کنم... اگه بگم ماه منی٬ هر نفس راه منی... اگه بگم بال منی٬ لحظه ی پرواز منی... میشی برام خاطره ی قشنگ لحظه ی وصال... میشی برام باغبون میوه های تشنه و کال... میشی برام ماه شبای بی سحر... میشی برام ستاره ی راه سفر... ولی بدون هر جا باشی یا نباشی... مال منی....
تو آهنگ لطیف خواب هستی شکوه نغمه های ناب هستی برای کوچه ی تاریک قلبم گل نیلوفر مهتاب هستی چه جوری بگم دوستت دارم
همدم گل گشته ام همبستر خاکم مکن. قطره قطره می چکم از چشم خود پاکم مکن…
سلام دوستای گلم حال شما ؟
چند ساعت پیش یکی از دوستام کجا می ری بابا چقد منحرفین دوستم (دختره) یه اس ام اس وا سم زد یه شعر بود از این شعره خیلی خوشم امد گفتم بنویسمش برای شما چرا وقتی کسیو دوست داره نمی تونه بهش بگی دوسش داری ؟ چراوقتی می بینیش ضربان قلبت هزار برابر میشه که حتی می تونی صدای تپش قلبتو بشنوی ؟ چرا وقتی شبا می خوای بخوابی همش فکرت مشغوله همش بهش فکر می کنی؟ چرا وقتی دلت میخواد تو چشاش نگاه کنی نمی تونی آخه خجالت می کشی ؟ گاهی دوست داشتن با نگاه ست به جای اینکه بهش بگی دوستش داری بهش نگاه کنی به نظر من عشق با نگاه یه چیز دیگست مگه نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بای تا های کوتاه اینم اون شعرست که گفتم دوست داشتن همیشه گفتن نیست گاه سکوت است و گاه نگاه .... غریبه ! این درد مشترک من و توست که گاهی نمی توانیم در چشمهای یکدیگر نگاه کنیم چشمهایم هنوز در انتظار است
عشق نيروي است در عاشق كه او را
به طرف معشوق مي كشاند
و دوست داشتن جاذبه اي است در دوست
كه دوست را به طرف دوست مي برد.........
عشق غذا خوردن يك حريص است......
دوست داشتن در سرزميني بيگانه
يافتني است...... عشق جنون چيزي
جر خرابي و پريشاني نيست ... اما
دوست داشتن در اوج معراج از سرحد
عقل فراتر مي رود به قله بلند افتخار
سلام دوستای عزیزم امدم بعد یه مدت خوشحالم خیلی خوشحالم حالا این آهنگه که مجید خراطها خونده خیلی باحاله خیلی دوستش دارم متنشو واستون نوشتم: اینو زدم تا بدونی اینو زدم تا بدونی موقع رفتنت نبود خدانگهدارت باشه گر چه دلم راضی نبود حق نداری که بگذری از حرف من به سادگی زدم که یادت بمونه هر جا میری باید بگی اینو زدم اما دلم که از تو دل نمیکنه وای بمیرم رو صورتت جای انگشتای منه گریه نکن عزیز من الهی دستم بشکنه اما بدون هر جا بری خاطراتت مال منه برو ولی بدون که من میمونم توی حسرتت الهی بشکنه دستی که خورد تو صورتت قربون گریهات برم رفتنتم به دل نشست باید پیاده شیم گلم قایقمون به گل نشست اینو بدون فدات بشم تو بدترین وضعیتم اینو زدم تا بدونی از دست تو ناراحتم تصمیمتو عوض نکن اگه می خوای بری برو درسته که زدم ولی خیلی دوست دارم تو رو الهی قربونت برم خیلی برام بودی عزیز از پیش من برو ولی خاطرهامو دور نریز اگه چه خیلی داغونه حرمتی داره این خونه زدم که جای حلقمون رو صورتت خونه کنه الهی قربونت برم اشکات آتیشم میزنه آخ روی ماهشو ببین الهی دستم بشکنه اینو زدم داری میری یادت باشه مردی داری زدم ولی یادم نبود بخوام نخوام باید بری اینو زدم یاد بگیری اگه چه قیدمو زدی وقتی که می پرسم کجا جواب سر بالا ندی
زندگی بیشترش سوختن است درس آموختن است. زندگی انتظاری است که آدم ز برادر دارد. زندگی فانوسی است لب دریای خیال آویزان میتوان آن را دید و نبیش روشن است اما به اندازة خویش زندگی تابلویی است نیمة راه که ز سر منزل مقصود خبر می آرد کار او هشدار است گر مسافر رهش بیدار است زندگی تجربة تلخ فراوان دارد. دو سه کوچه پس کوچه و اندازة یک عمر بیابان دارد. زندگی زندانی است که در آن بیشتر از زندانی, زندانبان دارد. زندگی دین بزرگی است که بر گردن ماست
شباهت های دختران وپسران ایرونی هر دو تا شون فکر می کنند زرنگ ترین آدمای دنیا هستن اما یه مگس رو هم نمی تونن سر کار بزارن! هر دو تا شون در سن 18 سالگی با سبیل در انظارعمومی حاضر می شن!!! هر دو تا شون از 18 سالگی به بعد ابروهاشون نازک میشه ودیگه سبیل در نمیارن! هر دو تا شون فکر می کنن جامعه در کشون نمی کنه به هر دو تا شون اگه رو بدی سوارت میشند هر دوشون می تونن 200.000 تومان رو در 2 ساعت خرج کنند هر دو تا شون با والدینشون دعوا و درگیری دارند مهمترین ویژگی هر دوتاشون تغیر شخصیتشونه دو تا شون در ظاهر دشمن خونی جنس مخالف هستن اما در باطن دلشون واسه جنس مخالف غش وضعف میره (ایش مامانش اینا) هر دوشون از دروغ متنفرن اما هیچ وقت حرف راست نمی زنند هر دوتاشون عاشق محمد رضا گلزار هستن (با این تفاوت که پسرا چون ممد جون خوشگله وشبیه خودشونه وبش احساس نزدیکی میکنن دوسش دارن ولی دختر ها چون ممد جون خیلی جیگر تشریف داره دوسش دارن( مامانم اینا...) هر دو تا شون تا سن 20 سالگی 3 بار عاشق میشن ودر عشق شکست می خورند! از 20 سالگی به بعدتو رویا سیر میکنن وتو 40 سالگی از تو رویا در میان و می بینن اطرافشون5-6 تا بچه وبدبختی وبی پولی و... هستش واسه همین این دفعه میرن تو کما وسکته میزنند!!! وقتی با یه پسر یا دختر ایرونی قرار میزاری باید 2 ساعت دیرتر به محل قرار بری تا علف زیز پات سبز نزشه! اینم از دختر پسرای ایروووووووووووووونی
|
About![]()
سلام. Archivesمهر 1388خرداد 1388 اردیبهشت 1388 دی 1387 آبان 1387 شهریور 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آبان 1386 Links
ILOVE YOU
قالب ساز رایگان: |