
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 9:58 توسط تک دل عاشق |
ضربه هاي تيشه زندگي را
بر ريشه آرزوهايت حس ميکني
به خاطر بياور که …
زيبايي شهاب ها
از شکستن قلب ستارگان است!
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 12:29 توسط تک دل عاشق |

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 11:18 توسط تک دل عاشق |

|
گفتی که به احترام دل باران باش | |
|
| |
+ نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 10:4 توسط تک دل عاشق |
نغمه هاي عشق مرا به گوشت
برساند تا لبخند مرا
هرگز فراموش نكني و
ببيني كه سايه ام به
دنبالت است تا هرگز
نپنداري تنهايي.
ولي اكنون تو رفته اي ،
من هم خواهم رفت
فرق رفتن تو با من اين
است كه من شاهد رفتن تو هستم
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 18:57 توسط تک دل عاشق |

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 0:19 توسط تک دل عاشق |
...
تا کجا باید در سکوتی محض لبهامان پوسیده شود؟
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 9:53 توسط تک دل عاشق |
این جهان پر از صدای قدمهای مردمانیست که همچنان که تو را می بوسند
در ذهن طناب دار تو را نیز می بافند.
.jpg)
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 11:3 توسط تک دل عاشق |
کی میگه مرده نفس نمیکشه... کی میگه نبض جسد نمیزنه.... خوبه که چشاتو یک دم وا کنی... ببین اون مرده چقدر شکل منه... دیگه دارم می پوسم تو این کفن... روی زخمام تو دیگه نمک نزن.... هی از اینو اون نپرس مرده کیه.... آره اون مرده منم....جز من کیه...؟؟ اشکی......که هنوز تو چشامی.... شعری.......که هنوز رو لبامی.... جونی...... رفتی......دیگه دارم میمیرم.... ببین.......بی تو چقدر حقیرم... نرو........اگه بری میمیرم.... بمون........
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387ساعت 10:46 توسط تک دل عاشق |
نمی دانم چرا این سنگ عریان بی قرارست چرا از دوری تو اینهمه گریان و حیران است ولی من هم همین را خوب می دانم دل عاشق ترین من به نام تو پریشان است 
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم فروردین 1387ساعت 16:55 توسط تک دل عاشق |